نجات کوهنوردان بیمار با جی پی اس Garmin inreach

۱۱ تیر ۱۴۰۱

در ماه می و ژوئن 2022، افزایشی در موارد مشکلات گوارشی با علائمی مطابق با نوروویروس بسیار مسری، در پارک ملی گراند کانیون گزارش شد.

من به تنهایی در مسیر بوچر پیاده روی می کردم. این یک مسیر بی رحمانه است حتی قبل از سقوط بزرگ قبل از Yuma Point. در حدود 4 مایلی، با یک گروه چهار نفره از کوهنوردان روبرو شدم که Hermit Boucher Loop را انجام می‌دادند و در آخرین روز بیرون از خانه بودند.

بلافاصله متوجه شدم که یکی از آنها خوب به نظر نمی رسد. من با یکی از آنها صحبت کردم و آمدم تا فهمیدم دو نفر از اعضای گروه آنها شب قبل و آن روز صبح به شدت حالت تهوع داشتند. او از من پرسید که مسیر چقدر بد است، و من به او توصیه کردم که مسیر بسیار دشواری است که از دره بیرون آمده است. من به او گفتم که  Garmin inReach خود را دارم و در صورت نیاز، می‌توانم دکمه SOS را بزنم و هماهنگی برای نجات پیدا کنم.

در آن زمان، او نپذیرفت اما گفت اگر نظرشان عوض شود، مرا پیدا خواهد کرد. من به راهپیمایی خود ادامه دادم و در نهایت به دو عضو دیگر گروه رسیدم. یکی زیر یک درخت استراحت می کرد - همچنین آنقدرها هم خوب به نظر نمی رسید. من هم کمی با آنها صحبت کردم و یک بار دیگر پیشنهاد کردم که برای نجات هماهنگ کنم. یکی گفت که فقط می خواهد استراحت کند و کمی بیشتر صبر کند. بنابراین تصمیم گرفتم به نقطه توقف خود بروم و آبی را که برای سفر بعدی می آوردم ذخیره کنم.

من حدود یک ساعت را در Yuma Point گذراندم، غذا خوردم و استراحت کردم، زیرا حتی در صبح 85 درجه بود و گرما وحشیانه بود. سپس به عقب برگشتم و دوباره به طرف گروه آمدم. آنها حرکت نکرده بودند و به من اطلاع دادند که در این نقطه، یکی از اعضای گروه همچنان حالت تهوع دارد و اکنون به طرز خطرناکی آب کم شده بود (حدود 1.5 لیتر برای گروه باقی مانده است).

می دانستم که زمان راه اندازی SOS فرا رسیده است.

دکمه SOS را در inReach خود زدم و در عرض 30 ثانیه کارکنان مرکز هماهنگی واکنش اضطراری بین المللی Garmin (IERCC) به من پیام دادند و جزئیات را جویا شدند. با جفت شدن inReach به تلفنم، می‌توانم به راحتی جزئیات را ارسال کنم. یک دقیقه بعد، یک تکاور گرند کانیون برای دریافت جزئیات بیشتر به من پیام داد. من او را در مورد کوهنوردان بیمار، شرایط، نام، سن و محل زندگی ما راهنمایی کردم.

آنها توانستند موقعیت مکانی من را از inReach من نیز ببینند. آنها توصیه کردند 2 تا 3 ساعت طول می کشد تا هلیکوپتر نجات بتواند به آنجا برسد و از من خواستند که در کنار کوهنوردان بمانم. من البته گفتم مشکلی نیست و منتظر ماندیم. این فرد به شدت به پرتاب کردن هر چیزی که می نوشید ادامه داد و بنابراین ما یک برزنت گذاشتیم تا او را به سایه ببریم. همانطور که ما در تمام مدت او را چک می کردیم، او خواب و بیدار بود. من و دوستش گپ زدیم و در غیر این صورت فقط در منظره دره زیبا و خطرناک اطرافمان غوطه ور شدیم.

دو عضو دیگر گروه هیچ جا پیدا نشدند. یکی از افراد بیمار فقط می خواست ادامه دهد و دوستش سعی می کرد او را وادار کند که بایستد و منتظر بماند. ما در مورد کمی پیاده روی برای یافتن آنها فکر کردیم، اما همچنین فکر کردیم که ممکن است تلاش برای تعقیب او بسیار خطرناک باشد. اما حدود ساعت 3 بعدازظهر پیامی از تکاور دریافت کردم که یک هلیکوپتر در راه است و نشان می دهد که چه موقع پرواز می کند.

ما بعد از جمع‌آوری وسایل شنیدیم که آن ها می آیند، با تکان دادن هر دو دستان شروع به علامت دادن کردیم. آنها نتوانستند نزدیک ما فرود بیایند، بنابراین کمی به داخل دره پرواز کردند. چند دقیقه بعد دو محیط بان با گالن های آب وارد شدند. کمی به بیمار دادند و پیشنهاد دادند آب ما را هم پر کنند. سپس از فرد بیمار پرسیدند که آیا می تواند کمی تا هلیکوپتر پیاده روی کند. من و یکی دیگر از اعضای گروه پیاده روی 3 تا 4 ساعته را انجام می دادیم. اما از آنجایی که خیلی دیر شده بود و ممکن بود شاتل در مسیر را از دست بدهیم، محیط بان ها به ما اطلاع دادند که قطعاً به وسایل نقلیه خود سفر خواهیم کرد، حتی اگر مجبور شوند ما را ببرند.

زنی از روی هلیکوپتر به سمت من آمد و نامم را پرسید. وقتی به او گفتم، او گفت: «آیا می توانم فقط دستت را بفشارم و تشکر کنم که این کار را کردی؟ از شما برای نجات جان این مرد سپاسگزارم.» من کمی متحیر شدم، زیرا احساس می کردم چاره ای جز کمک وجود ندارد. من گفتم فقط امیدوارم اگر زمانی به این کمک نیاز داشتم، از آن کمک بگیرم.

کوهنورد بیمار به سلامت به هلیکوپتر منتقل شد و من و دوستش پیاده روی خود را شروع کردیم. ما 3 ساعت بعد موفق شدیم - خسته و کوفته اما در تمام مدت با لبخند. ما متوجه شدیم که کوهنورد بیمار دیگر در واقع خودش موفق شده است. همه در امان بودند.

محیط بانان فکر می کنند که کوهنوردان مبتلا به نورویروس بودند. ظاهراً در منطقه بیداد می کرد و در همان هفته چندین نجات در همان مسیر برای دقیقاً همان بیماری اتفاق افتاده بود.

این سیزدهمین سفر من بود، اولین پیاده روی انفرادی از راه دور، و خطر پیاده روی واقعاً در آن روز خود را نشان داد. وقتی به سمت پارکینگ شاتل می رفتم، تشکر کردن توسط افراد غریبه و کارمندان تصادفی کمی سورئال بود.

توصیه من: همیشه یک دستگاه ارتباط ماهواره ای همراه داشته باشید. همیشه بیش از مقدار کافی آب داشته باشید. همیشه از نظر ذهنی آماده باشید و بدانید در مواقع اضطراری چه کاری انجام دهید. و همیشه مراقب کوهنوردان همراه باشید.

در نهایت، این همه چیز می توانست خیلی بدتر باشد. سپاسگزارم که آنجا بودم و اکنون دوستانی برای زندگی پیدا کرده ام و داستانی برای گفتن دارم.

به علاوه، این دومین باری بود که با inReach بیرون آمدم!

منبع خبر

برای مشاوره و خرید محصولات گارمین با شماره تلفن 88880034-021 شرکت اطلس رهنگار آریا تماس حاصل فرمایید.